تبليغاتX

fr

fr

elevan

۩ ۝ ۞ تنها ۞ ۝ ۩ - به همین سادگی باختم !!!!!!
 به همین سادگی باختم !!!!!!

توی این زندگی ساکت و سرد

یه روزی یه دلقکی اومد و رفت

مثل یک پرنده غریبه بود

از کنار بوم من پر زد و رفت

 از کنار بوم من پر زد و رفت

دلقکی که عشق من برای او

 مثل اون بازی روی صحنه بود

اون منو برای قلبم نمی خواست

او دری تازه به روی من گشود

دلقکی که با تموم گریه ها و خنده هاش

گریه های بی غمش خنده های پرصداش

من یه بازیچه شهرعشق او

او تموم زندگی با تموم بازیهاش

یه بت چینی از اون واسه خود ساخته بودم

اون جوری که دل می گفت

ساخته و پرداخته بودم

مگه باورم می شد تموم زندگمو

 واسه اون باخته بودم

  

|+| نوشته شده توسط سارا در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387  |
 
 
بالا